تبليغاتX
جرارد برای همیشه -
جرارد برای همیشه
::Liverpool fc::
سه شنبه پانزدهم اسفند 1385

جويندگان معدن طلا

 

با تصاحب ليورپول، هفتمين سنگر بزرگ ليگ برتر جزيره هم به دست مالكان خارجي افتاد تا هجوم سرمايه داران غير بريتانيايي به



فوتبال باشگاهي انگلستان علني تر از قبل شود. يادتان هست كه خريد سهام باشگاه آنفيلدي به يك سريال تبديل شده بود و تقريباً از هر مليتي براي دست يافتن به ليورپول پا پيش گذاشته بودند. اما به هر حال اوايل فوريه امسال (اواسط بهمن) سرانجام يك جفت تاجر آخر پول آمريكايي موفق شدند پاي برگه قرارداد را امضا كنند تا سومين باشگاه انگليسي هم به چنگ يانكي ها بيفتد.

* عرب ها و جنوب شرقي ها و آمريكايي ها
حدود دو دهه است كه باشگاه ليورپول خاطرخواه دارد. در اين مدت جسته و گريخته خيلي ها تمايلشان را به سرمايه گذاري در آنفيلد ابراز كرده اند، ولي هيچ كدام مرد عمل نبوده و تا پاي قرارداد نيامده اند. در ضمن واگذاري ليورپول به سران غير انگليسي يك جورهايي از سوي هواداران متعصب سرخ يك «گناه كبيره» محسوب مي شد و براي همين اين قصه هيچ وقت جدي گرفته نشد. اما حدود 30 ماه پيش استيو مورگان خداي صنعت ساختمان سازي بريتانيا بسيار پيگيرانه بحث خريد باشگاه ليورپول را بيان كرد. پس از او پاي



نخست وزير تايلند به ميان كشيده شد و در حالي كه همه تصور رياست يك چشم بادامي كوتاه قد را بر صندلي ليورپول داشتند، يك تهيه كننده هاليوودي هم پا پيش گذاشت و پيشنهاد خوبي ارايه داد. اما هيچ كدام از اين قضايا به جدي بودن بحث حضور امير دوبي در آنفيلد نرسيد. شيخ راشد و كمپاني زير مجموعه اش تقريباً داستانشان را با ديويد موريس صاحب باشگاه تمام كرده بودند و با پيشنهادهاي اغواكننده حتي كليد هم در دفتر باشگاه انداخته بودند كه نام دو آمريكايي به عنوان صاحبان ليورپول اعلام شد. البته با توجه به اينكه هيچ وقت يك انگليسي زمام امورش را به يك عرب نمي دهد حتي اگر امير دوبي و پنجمين ثروتمند دنيا باشد، هواداران هم تمايلي به حضور شيوخ نفتي خليج هميشه فارس نداشتند. جرج ژيلت و تام هيكس، دو تاجر آمريكايي كه البته سابقه خوبي در



عرصه ورزش دارند، تيتراژ پاياني اين سريال چند قسمتي طولاني را رقم زدند و با به دست آوردن 2/62 درصد از سهام ليورپول رسماً همه كاره باشگاه نام گرفتند.
اما چرا اين تاجران ينگه دنيايي؟ يك دليل اصلي را بايد در وسواس موريس ها دانست. خانواده موريس 50 سال است كه ليورپول را راه مي برند و در اين مدت چند قهرماني خوشرنگ در چمپيونزليگ و ليگ برتر به آنفيلد آورده اند. براي همين يك جورهايي پيراهن سرخ را سند ششدانگ خود مي دانند و دل كندن از آن برايشان چيزي شبيه مرگ است حتي اگر بيش از 100 ميليون يورو بدهي داشته باشند! در صورت ورود شيوخ دوبي يا پيشنهادهاي مطرح شده قبلي آنها رسماً كنار مي رفتند و موريس ها بدون ليورپول تعريفي نداشتند. اما اين جفت آمريكايي خوش فكر راهي را جلوي پاي آنها گذاشتند و آن اينكه ديويد موريس ابقا شود و همچنان رئيس افتخاري باشگاه بماند. اين پيشنهاد وسوسه كننده البته كه رد خور ندارد، ضمن اينكه در كنارش چيزهاي ديگري هم بود.
شيوخ عرب معمولاً بشدت اسير احساسات مي شوند و يك شبه تصميم مي گيرند و يك شبه آن را به هم مي زنند. بنابراين اگر ليورپول دست آنها مي افتاد هيچ بعيد نبود، بعد از يك فصل قيد آن را مي زدند و حتي اگر برايش ميليونها دلار ضرر مالي داشت، اما چوب حراج به باشگاه مي خورد. ولي اين تاجران آمريكايي خيلي متفكرانه پا پيش گذاشتند و يك برنامه بلندمدت چند ساله به موريس ارايه كردند. از سوي ديگر آنها قبول كردند تمام بدهي هاي 110 ميليون يورويي ليورپول را بپردازند و همچنين 320 ميليون يورو صرف ساخت استاديوم جديد ليورپول كنند.
البته ژيلت و هيكس وعده هاي ديگري هم داده اند. ايجاد يك شبكه خصوصي تلويزيوني ويژه باشگاه (شبيه آن چيزي كه رئال مادريد دارد) ايجاد زمين ويژه اسكي، بيسبال و چند رشته جديد الورود ديگر، افزايش تعداد هواداران در آمريكاي لاتين و مركزي و آسيا و... مي دانيم در قاره آسيا منچستر يونايتد محبوب ترين تيم است و ليورپول بين سه تيم اول، اما اين زوج آمريكايي مي خواهند تيمشان را محبوبترين قاره كبير كنند.

* اوه، زديد به گنج!
اما اين همه سرمايه گذاري چه سودي براي آنها دارد؟ آن هم در شرايطي كه يكي مثل رومن ابراموويچ طي 3 سال مالكيت چلسي حدود 100 ميليون پوند ضرر داده است و مالكوم گليزر در منچستر نتوانسته بدهيها را بپردازد. شايد يكي از اصلي ترين سودهايي كه يك تيم ليگ برتري مي برد قرارداد پخش بازي هاي تلويزيوني است. 2 ماه گذشته قراردادي يك ميليارد يورويي در انگلستان امضا شد كه سود حاصله از پخش بازيها را براي كل ليگ به بيش از چهار ميليارد يورو طي 3 سال آينده رساند (2007 تا 2010) و به گفته كارشناسان اين مبلغ طي سه فصل بعد از آن به رقم سرسام آوري مي رسد. در اين ميان مطمئناً پخش بازيهاي تيم پرطرفداري مثل ليورپول ميليونها پوند پول به جيب سهامداران مي ريزد.
از سويي بليت فروشي را فراموش نكنيد. مي گويند منچستر يونايتد فقط براي تعداد تماشاگرهايش ساليانه 5 ميليون يورو بيشتر از بقيه ليگ برتري ها سود مي كند. حالا حساب كنيد اگر استاديوم جديد ليورپول ساخته شود كه 15 هزار صندلي از آنفيلد بيشتر دارد (آنفيلد با 60 هزار صندلي در سال 1890 ساخته شده است) و به ازاي هر بليت تقريباً 40 پوند چه سود سرشاري مي تواند نصيب اين جفت آمريكايي شود. حالا تورهاي خارجي بازيكنان، تبليغات، فروش پيراهنها را هم در نظر بگيريد تا بفهميد ليورپول ارزش 430 ميليون يورو سرمايه گذاري را دارد.
بگذاريد اين جا يك سابقه تاريخي را هم بگوييم. حتماً به جنگ هواداران آنفيلد و اولدترافورد و ميزان تنفر يك ليورپولي از يك يونايتد واقفيد و مي دانيد هر كدام از آنها منتظر سوتي بزرگ يا حركت پيش بيني نشده اي از ديگري هستند تا دست به تمسخرشان بزنند. زماني كه مالكوم گليزر باشگاه منچستر را تصاحب كرد، طرفداران ليورپول دست به يك هجمه بزرگ عليه شياطين زدند و آنها را به مسلط بودن زير نظر آمريكايي هاي فوتبال نفهم متهم كردند. اما حالا تاريخ برگشته است. اين بار اين هواداران يونايتد هستند كه هر جا كه مي رسند عليه آنفيلدي ها موضع گرفتند و برايشان جوك ساخته اند.
اما امروز يك هوادار ليورپول وقتي با خودش تنها مي شود به اين نكته فكر مي كند: آيا زوج آمريكايي تازه وارد مي توانند موفقيت و جام را به آنفيلد برگردانند؟ آيا كاري كه ابراموويچ كرد و پس از نيم قرن چلسي را آن هم دو بار قهرمان ليگ كرد، از عهده اين آمريكاييها برمي آيد.
* سريالي كه پايان ندارد
گمان مي كنم اولين خارجي كه سهام يك باشگاه انگليسي را خريد، جك وارنر يكي از تاجران بزرگ آمريكايي و از نوادگان وارنر بزرگ بود (كمپاني برادران وارنر) او بلكبرن راخريد و از يك تيم درجه 2 كه ده ها سال از درخشش آن در ليگ برتر گذشته بود، شمايل يك قهرمان ساخت. آبي و سفيدهاي اوود پارك فصل 94-93 نايب قهرمان ليگ شدند و در كمال تعجب در فصل بعدش و در روزهاي اوج شياطين توانستند فاتح جزيره نام بگيرند.
بعد از آن به فاصله اندكي باشگاه هاي پورتسموث و فولام به دست مالكان خارجي افتاد. حتماً مي دانيد كه بخش عمده اي از سهام فولام از آن يكي از شاهزاده هاي عرب است. اما با ورود بيليونر روس به لندن همه چيز عوض شد. رومن ابراموويچ با موفقيتهاي فوتبالي اش در چلسي، خيل عظيم سرمايه داران خارجي را به وارد شدن به مستطيل سبز ترغيب كرد. نفر بعدي يك آمريكايي ديگر به نام مالكوم گليزر بود كه حتماً يادتان مي آيد چه جنجالي بر سر آمدنش به اولدترافورد به پا شد. هجمه هواداران و تظاهرات خشمگينانه آنها عليه خانواده گليزرها كه البته به جايي نرسيد. تاجر بدهكار آمريكايي هم از نظر مالي مثل ابراموويچ دستاوردي نداشت (منچستر يونايتد پس از چند سال ايستادن بر صدر متمول ترين باشگاه هاي جهان چندي پيش پس از رئال و بارسا سوم شد) اما نتايج اين فصل شياطين و احتمال قهرماني اش عملكرد فوتبالي قابل قبولي است كه نقطه مثبتي براي گليزرها محسوب مي شود.
از رندي لرنر ديگر مالك آمريكايي جزيره يادمان نرود كه با 65 ميليون پوند استون ويلا را خريد يا اگرت مگنوسون ايسلندي كه وستهام يونايتد را.
اما يك سؤال، اين روند هجوم سرمايه داران خارجي بويژه آمريكايي به معدن طلاي ليگ برتر چيز خوبي است يا نه؟ يا به قول گاردين: «مردان پول» كه حتي ممكن است هيچ چيز از فوتبال سر در نياورند و از افتخارات باشگاهي كه مي خرند هيچ اطلاعي نداشته باشند، نگران سود آينده شان هستند يا تكرار افتخارات گذشته؟
پاسخ اين سؤال هنوز نامشخص است، اما مسلم اينكه واگذاري ليورپول آخرين واگذاري باشگاه ها به مالكان سرمايه دار خارجي نيست

نوشته شده توسط ابو جرارد علی اقا در ساعت 2 بعد از ظهر | |